کتاب فرصت طلایی

همیشه سختکوشی، تلاش و مداومت مهم است اما از این موارد مهمتر هوشمندی و با برنامه و از روی نقشه پیش رفتن است، خود شما چقدر افراد پرتلاش و سختکوشی را دیده اید که نه درآمد خوبی دارند و نه به جایی رسیده اند افراد پر مشغله ای که صبح تا شب مشغول هستند ولی هیچ نتیجه ای نمی گیرند، نه زندگی می کنند و نه کسب و کار موفقی دارند. 

و در مقابل هم افرادی هستند که به صورت علمی و تخصصی کسب و کارشان را جلو می برند و با استفاده از روش های جدید نه تنها درآمد قابل توجهی دارند بلکه وقت کافی برای رسیدن به سایر امور را نیز دارند. 

مطمئنا سخت کوشی لازم است اما قطعا کافی نیست، شاید برای شروع یک کسب و کار نیاز به تلاش زیاد و اختصاص وقت فراوان است اما این موارد فقط برای شروع هستند و شما به عنوان مدیر باید برنامه گام به گامی داشته باشید که اغلب این کارها را به دیگران واگذار کرده و خودتان فقط به کارهای مهم، اصلی و ژولساز بژردازید. 

به خوبی به یاد می آورم زمانی که کسب و کارم را شروع کردم خودم تقریبا همه کارها را انجام می دادم از پاسخ دادن به تلفن و مشتریان گرفته تا پذیرایی و تمیز کردن دفتر کار اما همه این موارد به مرور و گام به گام به دیگران واگذار شده است. 

 

راز موفقیت در کسب و کار این است که موفقیت حاصل یک فرآیند است نه یک فرآورده، یعنی اینکه شما باید مجموعه ای از کارها را به صورت مداوم و هر روز انجام دهید و معجزه زمانی اتفاق می افتد که شما در طی این مسیر نا امید و خسته نشوید، من به شما قول می دهم که هیچ ایده یک شبه ای وجود ندارد اینکه شب بخوابیم و از فردا اتفاق خاصی بیافتد و ما متحول شویم فقط فیلم نامه جذابی برای ساخت یک فیلم پرفروش است و در واقعیت شما باید مهارت هایی را بیاموزید تا بتوانید علمی، اصولی و با برنامه اهدافتان را پیش ببرید و به خواسته هایتان برسید. 

یک گام قبل از مشاورهاگر قصد دارید درآمد خود را افزایش دهید و فروش را بالا ببرید مهمترین کاری که شما به عنوان صاحب کسب و کار باید انجام دهید متمایز کردن محصول یا خدماتتان نسبت به رقیبانتان است شاید برایتان جالب باشد بهترین کتاب در زمینه بازاریابی را، نه یک پرفسور دانشگاه هاروارد و نه حتی یکی از کارشناسان و یا کارآفرینان مطرح دنیا نوشته است بلکه بهترین و کاملترین کتاب چاپ شده در این زمینه را یک ژنرال بازنشته آلمانی به نام«کلازویتس» در سال 1832 با عنوان «on war»  نوشته و در آن اصول یک جنگ پیروزمندانه را شرح داده است.اگر صاحب کسب و کار هستید شما وارد یک جنگ همه جانبه شده‌اید و اگر خود را برای این جنگ آماده نکنید و یا اعتقادی به این موضوع نداشته باشید در این عرصه نه سود قابل توجهی نصیبتان می‌شود و نه تضمینی برای بقاء و ماندن.همیشه حق با رقیب است!همه افرادی که خدمت یا محصولی عرضه می‌کنند بر این باورند و این ادعا را دارند که مشتری‌مدار هستند و جنسشان بهترین کیفیت را دارد همه سعی به راضی نگه‌داشتن خریداران خود دارند تا بتوانند آنها راتبدیل به مشتریانی وفادار کنند همه شعارهای مشابهی می‌دهند و به یک شیوه عمل می‌کنند.  امروزه مواردی مثل:  فقط کافیست یکبار امتحان کنید! هدف ما جلب رضایت شماست! ما اولین هستیم!ما بهترین هستیم!ما بزرگترین هستیم!موارد مضحک و خنده داری بیش نیستند و هیچ انگیزه و عامل فروشی را ایجاد نمی‌کنند.اکنون تمام شرکت‌ها مشتری‌مدار شده‌اند؛ اما حقیقت این است که موارد بالا و دانستن نیاز مشتری امروز کمکی به ما نمی‌کنند زیرا شرکت های دیگر، آن نیاز را پیش از ما بر طرف کرده اند.مشکل کارخانه هایی مثل ارج، داروگر و … کمبود مشتری نیست بلکه رقبایی مثل امرسان، اسنوا و گلرنگ است.شاید حق با کلازویتس باشدبازاریابی جنگی است که در آن رقبا دشمن محسوب می‌شوند و مهمترین مساله پیروزی در این نبرداست. شاید فکر کنید اعلام جنگ به نوعی بزرگنمایی باشد در صورتی که در مسابقه فوتبال تیمی که بیشترین گل را بزند برنده بازی خواهد بود و در کسب و کار، تیمی که بیشترین فروش را ایجاد کند و سهم بزرگتری از بازار را تسخیر کند برنده بازیست.. 

از آنجایی که قفسه های کتابفروشی ها پر شده است از کتابهایی که اغلب تکراری و غیر کاربردی هستند تصمیم گرفتم این کتاب کوچک را بنویسم و در آن راهکارهایی را به صورت کوتاه به شما هدیه کنم تا با اجرای آنها کسب و کارتان را رشد دهید و در رقابت بازار پیروز شوید، این کتاب به شما هدیه داده شده است اگر محتوای آن را کاربردی و موثر دیدید شما هم آن را به فرد دیگری هدیه دهید و حلقه آخر این زنجیره نباشید.